” گرگی که تو غذا میدهی و میپرورانی… “
گرگ درون

روزی پدربزرگ برای نوهاش از جنگی صحبت کرد که درون هر انسانی وجود دارد.
او گفت پسرم این جنگ درون همه ما و بین دو گرگ در حال وقوع است.
یکی از
گرگها شر است. او عصبانی، حسود، محزون، متأسف، طماع، متکبر، خودشیفته،
گناهکار، کینهای، پست، دروغگو، برتری طلب و تنها خواستار خود است.
دیگری خیر است. او سرخوش، آرام، صلحجو، عاشق، امیدوار، فروتن، مهربان، خیرخواه، سخاوتمند، یکدل، صادق، دلسوز و باایمان است.
پسر مدتی به این مسئله فکر کرد و پرسید کدام گرگ برنده میشود؟
پدربزرگ جواب داد:
” گرگی که تو غذا میدهی و میپرورانی… “
+ نوشته شده در ساعت توسط رضـــا تهـــــوری
|